السيد الطباطبائي
مقدمه 10
اعجاز قرآن ( فارسى )
علّت اين وجوه سهگانه آن است كه هريك از علوم مزبور ، از جهتى با كتاب خدا ارتباط پيدا مىكند ؛ بدين معنى كه چون قرآن معجزهء پيامبر است و به نبوّت اختصاص دارد ، اعجاز قرآن در حوزهء ابحاث كلامى قرار مىگيرد ؛ همچنين از آنجا كه قرآن يكى از اصول چهارگانه [ قرآن ، سنّت ، اجماع ، و عقل ] در استنباط احكام شرعى بشمارست ، تحقيق در خصوص اعجاز جزو علم اصول قلمداد مىشود ؛ و نيز چون قرآن موضوع اصلى علم تفسير است كه در آن از حقيقت معانى آيات ، بنابه مقتضاى قواعد مربوط به صرف ، نحو ، لغت ، فصاحت ، بلاغت ، و نظاير آنها سخن به ميان مىآيد ، طبعا مدار همهء مباحث قرآنى ، از جمله اعجاز ، علم تفسير مىباشد . بهطور كلّى ، مىتوان گفت كه چون علم كلام و اصول و تفسير ، هر سه جزو علوم شرعى - كه شاخهاى از علوم نقلى است - بشمارند ، بنابراين ، اعجاز قرآن جزو مباحث مربوط به علوم شرعى نيز محسوب مىگردد . همانطور كه در متن اصلى كتاب حاضر آمده است ، علماى سدههاى پيشين ، غالبا به اعجاز قرآن از جنبهء فصاحت و بلاغت و اسلوب عالى وراقى آن مىنگريستند ، و نيز برخى از آنان معتقد به « صرفه » بودند و مىگفتند كه عجز اعراب از آوردن سخنانى نظير قرآن ، بدان جهت بود كه خدا اراده و تصميم بر معارضه را از آنان سلب كرده بود ، در حالى كه سخنان هر دو غيرمنطقى و نامقبول است . البتّه ، بعضى از مفسّران و دانشمندان علوم قرآنى وجوه بسيارى براى اعجاز قرآن برشمردهاند ، مانند : « فصاحت و بلاغت ، سلامت از اختلاف و تناقض ، تلاوت ، اسلوب مخصوص و نظم بديع آن ، برهان بر توحيد ، كثرت معانى ، تأثير آن در نفوس ، ثبات و پايدارى آن ، جامعيّت فى تفسير القرآن ، ج 1 ، ص 40 - 59 .